تصوير در تصوير

سلام علیکم .

ادامه ی مطلب را می توانید در وبلاگ همفکری تحت عنوان منطق ما پیگیری فرمایید .

تابعد خدانگهدار .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٥


تصويری ديگر

سلام علیکم .

تصویری هم از وبلاگ همفکری :

منطق بحث 2

در تصویر  الم تر یعنی آیا ندیدی ؟

تابعد فعلا خدانگهدار .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٤ آبان ،۱۳۸٥


دعوت

سلام علیکم .
در وبلاگ همفکری با وبلاگ منطق قرن ۲۰ آشنا شدم عنوانش مرا کشاند به آنجا .
در آنجا دیدم که ( ما ) را دعوت به تفکر از نوع منطقی آن کرده .
برای شروع تصویری را همراه با پرسشی مطرح کرده بود ، به این صورت :
 اين تصوير مي تونه يه منطق باشه؟   
                                                                    
بنده هم تصویری از اولین گام ایشان کشیدم .
حالا پرسش بنده اینست که این تصویر چی ؟
یعنی این هم می تواند ؟
مثل آن تصویر یک منطق باشد ؟

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٩:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۸ مهر ،۱۳۸٥


شب و روز ما

سلام علیکم .

بد نیست چشم ما بیفتد به نوشته ی اخیر وبلاگ همفکری . هر چند بقول خواجه ی شیراز :

گرچه ماه رمضانست بیاور جامی .

در آنجا آمده :

    بسم الله الرحمن الرحیم ، واللیل ... .

سلام علیکم .

    این در پاسخ به عزیزیست که در این چیه کامنتی خصوصی لطف فرموده و منجمله شب بخیر گفته اند ، امیدوارم که شب قدری بهتر از سال قبل را درک کنند .

    وعلیکم السلام ای عزیز .

    اجازه بفرمایید در این شب و روز های مبارک ذکر خیری هم از استاد شهید مرتضی مطهری داشته باشیم که بگردن این کشور ، ایران را عرض می کنم ، خیلی حق دارد .

    نه اینکه دعوت کنم که مهمان ایشان باشیم در این ماه ، که مهمان خدا هستیم و وارد دهه ی دوم آن شدیم و بقول آقا سید محسن عزیزمان به نیمه ی آن و تولد آقا امام حسن علیه السلام هم نزدیک می شویم ، هرچند که پیامبر اعظم ما صل الله علیه و اله و سلم در همان شعار اولشان آب پاکی رو دستمان ریخته باشند که : قولوا لا اله الا الله تفلحوا ، یعنی مهمان هر که باشیم سر سفره ی خداییم و اختصاص به ماه مبارک هم ندارد ، البته در این ماه دعوت نامه داده شده و مثل ماههای دیگر نیست که ما بخواهیم برویم .

    خلاصه در رحمت الهی باز بازست و در این ماه فیض اجباریست  ، حتی برای کسی که از شب و روزش خبر ندارد .

    کی مثلا ؟

    ببینیم استاد چه می فرمایند ، استاد شهید را عرض میکنم ، آقای مرتضی مطهری را .

    ایشان یکبار در همان پاورقی اصول فلسفه و روش رئالیسم مرحوم علامه می فرمایند : در این پاورقی چند بار گفته اند که اگر ما ذهن را نشناسیم حکمت یا فلسفه ای نداریم .

    حالا بماند که اگر مراد نداشتن علم یا دانش و منجمله همین مثلا دانش هسته ای که گفته می شود حق مسلم ما ( ؟ ) ست هم بشود ؟ یا دستکم این دانش هم در داشتن موضوع فقط ؟ حالا تحققش آمریکایی ، یا روسی ؟ ویا مثلا فرانسوی ؟ ... ، بماند .

    : ( چراکه ) حرف از بومی ، ایرانی را عرض می کنم ، هم که نه ، اسلامیش هم زده می شود و اسلامی هم که پیامبر اعظمش محمد بن عبدالله صل الله علیه واله و سلم است و نه فقط مثلا ابراهیم ، موسی ، عیسی ، نوح و آدم که سلام خدا بر آنها باد .

   ( چراکه ) چنان نیست که بقول آقا امام حسین علیه السلام ما ( ؟ ) اگر دین هم نداشته باشیم آزاد هم نباشیم ، که حالا بماند که دین چه می گوید ، ولی وقتی مثلا بقول مرحوم علامه : چشم ما ( ؟ ) به حرف غرب مغرور و شرق تابان ، برای علاقه مندان به ژاپنی شدن را عرض می کنم مثلا ، افتاد این بوم ما ( ؟ ) پذیرای هر نقشی باشد که بر آن بزنند .

   اصلا چراکه راه دور برویم بقول ما ( ترکها ) ؟ راه دور و باغچه نزدیک ، همین چشم ما که مرحوم علامه می فرمایند : برای نخستین بار به حرف ایشان افتاد .

   خب چشم کی ؟

   آیا چشم حس و مجرد از آن و حافظه ی آماده ی پذیرشش ؟ بعد هم فارق و فارغ از آن آماده ی نقشی دگر ؟ واین یعنی کثرت در ادراکات ؟ و پیدایشش ؟

   ای عزیز ، اینجوری نقش پذیرست ذهن و منجمله حافظه ی ما و نقاشش هم فقط مثلا مرحوم علامه نیست ، چراگاه ارباب آمریکا هم می شود .   

   آیا چشم و گوش ما هم بر این نیفتاده که می گوید : دنیا را قرق کرده ؟

   : برای نخستین بار هم که شده چشم و گوشمان بر آن بیفتد ، برای نیازمندان به علم و دانش و منجمله دانش هسته ای هم عرض می کنم ، حالا بماند نیازمندان به دانش اسلحه ی هسته ای .

   چراکه کی نیازمنده ؟ ما ؟

   و ایرانیش ؟

   و دیندارش ؟

   که پیامبر اعظمش هم بقول آقای پاپ فقط حضرت عیسی علیه السلام نیست ؟ بلکه جمعی و خاتم پیامبران است ؟ مثل جمعی حواس پنجگانه یا همان دل که خدمت داداشم عرض کردم ، که پیام آور حواس پتجگانه هم برای حافظه ی ما می باشد ؟

   که خدا در این ماه قرآن را بر قلب مبارکش نازل فرموده ؟

   ... ، والنهار اذا تجلی ، ... . صدق الله علی العظیم و صدق رسوله ... .

   شب و روز شما هم بخیر ای عزیز .

   خصوصا این روز ، جمعه را عرض می کنم که جمعی ایام هفته است و آغاز و پایانش ، مبارکتان باد .

   چراکه در این روز جماعت محل هر جمعه ای بروز می شوند بقول داداشمان .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱:٤٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ مهر ،۱۳۸٥


پيشنهاد .

سلام عليکم .

پيشنهاد ديگرم وبلاگ قلم رنجه می باشد .

اميدوارم که مورد استفاده قرار گيرد .

چهار شنبه ۲۸ تير ۱۳۸۵ ساعت ۲:۳۱ ـ صدق .  

-----------------------------------------------------------------------------------

شنبه ۲۰ خرداد ۱۳۸۵

سلام عليکم .

متاسفانه باخبر شدم که وبلاگ مهرورزی ۲ که پيشنهاد خواندنش را کرده بودم حذف شده .

بنابراين از ميان پيشنهاد ها برداشته شد .

خدانگهدار .

---------------------------------------------------------------------------------

اضافه شده در شنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۵

ضمن عرض سلام عرض شود که برادرمان آقای اميرعباس ، صاحب وبلاگ وزين ( روايت فجر ) فرموده اند : پيشنهاد ديگری ندارم ؟

چرا ، روايت فجر را هم بخوانيد .

خدانگهدار .

--------------------------------------------------------------------------

اضافه شده در دوشنبه   ۱۰ بهمن ۱۳۸۴

باسلام مجدد پيشنهاد می کنم که اينجا را هم بخوانيد .

خدانگهدار .

---------------------------------------------------------------------------

سلام عليکم .

ضمن عرض تسليت خصوصا به خانواده ی عزيزانی از دوران دفاع مقدس که در سانحه ی هوايی اخير از دست داديم ، و عرض تبريک پيشاپيش بمناسبت عيد قربان عرض شود که در وبلاگ ديدگاه ديده می شود که فرموده اند : 

من اينجا رو پيشنهاد ميکنم بخونيد .

خدانگهدار .   

 

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٤


شاکله ی اجتماعی ما

سلام عليکم .

نوشته ی امروز وبلاگ ( ازمسجدچی باقيمانده ؟ ) از اين قرارست :

شاکله ی اجتماعی ما

باسلام .

نوشته ی جديد پدر را تقديم حضور می کنم :

: شاكله ي اجتماع

سلام دخترم .

مطلب ( تحزب ايراني ) را در يادداشت روز روزنامه ي صبح كيهان سه شنبه 29 آذر 1384 ديدم .

خير چنين نيست كه گفته : ... ولايت مداران اين سرزمين ( سرزمين ما ) اول طرفداران تحزبند . فوري ترين اثر تحزب سالم ، سيه روي شدن معامله گران غش كار سياسي است . پس برافراشته باد پرچم احزاب . در ايران شيعي صاحب الزماني پرچم هيچ حزبي باد نمي خورد الا پرچم حزب الله . و ان حزب الله هم الغالبون  انشاء الله .

: ( چراكه ) از نظر ما حزب الله فرق دارد با احزاب اللهي كه گفته شده .

فرقش مثل فرق مثلا خانواده ي ما و جماعت و جمعه ي آنست در اين سرزمين با هر يك از ( ما !؟ ) در سازمان ، اداره و يا موسسه اي در اين سرزمين .

در : ( شاكله ي اجتماعي ) گفته شده  اگر خانواده ، جماعت و جمعه هم بحساب آيد مثل محاسبه ي همان جامعه مدنيست كه دولت قبلي مي گفت ونه بيشتر و كمتر .

فرقش شايد بقول برادر حسن رحيم پور ازغدي : ( پسوند ) ي باشد كه مثلا پس از جمهوري گفته مي شود ، يعني جمهوري اسلامي . 

يعني نه تنها بجاي مثلا حزب الله ، احزاب الله گفته شده ، بلكه بجاي حزب الله ، حزب اللهي هم گفته ، مثل همان اسلامي يا ديني كه مثلا دانشگاه اسلامي يا مثلا علوم ديني گفته مي شود .

در قضيه ي ( ولايت ) هم همينطور ست .

مثلا در تعبير ( ولايت فقيه ) كه فقيه پسوند ولايت نيست ، بلكه مثل ولايت مثلا دل يا قلب است بر حواس مختلف ، حتي در : لهم قلوب لا يعقلون بها ، چه رسد به  : ... يفقهون بها ، كه حرف از ( تفقه ) دلست .

والسلام ، پدر .

 

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٢:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ دی ،۱۳۸٤


پرسش

سلام عليکم .

پرسش وبلاگ ( ازمسجدچی باقيمانده ؟ ) :

پايگاه ؟

سلام دخترم .

مي بيني كه مسجد زياد هم مهجور نيست .

تفاوت منظر يا چشم انداز هم نه تنها امريست طبيعي ، بلكه توقع هم نداشته باش كه منظره بهتر از اين به نظر آيد .

بيش از هزار و چهار صد سال از ( شكل ) حكومت پيامبر مي گذرد و هنوز مؤسسش به خاك نسپرده نشده روشن شد كه چه ( قدر ) اين جا افتاده .

پس حالا كه جاي خود دارد  ، آنهم در حالي كه اشكال مختلف حكومت در مدارس ابتدايي هم بعنوان دانستني به ( دانش ) آموز آموخته مي شود و حتي يكي از آنها هم شكل حكومت پيامبر نيست كه بفكر آنهم افتاد .

خب زياد هم جاي تعجب ندارد كه در زمان انقلاب هم كسي اين را پيش بكشد ، در حاليكه از اظهار نظر ها پيداست كه اگر مطرح مي شد زياد هم مهجور نمي ماند .

تو بدنيا نيامده بودي ، ولي مادرت يادش مي آيد كه آنروز ها بنيانگذار جمهوري ، كه گفت : جمهوري اسلامي ، نه يك كلمه كم و نه زياد ، اگر هم علاوه بر اسلامي يا فقط همان جمهوري را هم مي گفت ، باز تقريبا همه مردم ( آري ) مي گفتند .

من يادم مي آيد كه شهيد مطهري پيش از يازده فروردين 1358 در تلويزيون گفت كه رو حرف امام حرف نمي زند ، پس ديگران كه جاي خود دارند .

البته بودند مدعياني كه رو حرف امام حرف هم مي زدند و برايشان قابل هضم نبود اين حرف آن شهيد ، ولي مقصود حرف شنوي از امامست كه اگر بجاي جمهوري ( كلمه ) ي ديگري هم مي گفت گوش داده مي شد .

خصوصا اگر حرف از مسجد هم بوده باشد .

البته منظورم مردم مسلمان ايرانست ، نه مردم مثلا مراكز علمي و داشگاهي داخل و خارج ، يا حتي حوزه هاي علمي كه گفته مي شود محل درس يا مدارس علوم ديني است و ديني را هم در مقابل غير ديني مي گويند كه مثلا در دانشگاها درس داده مي شود .

خب شكل حكومت و مثلا جمهوري در حوزه ها كه تدريس نمي شد ، اصلا تو حوزه كه اين حرفها نبود ، حرف دانشگاه هم كه ( ديني ) نبود ، پس چه ؟ جمهوري ديني .

دين مردم هم كه اسلام بود ، نه مثلا مسيحي ، يهودي ووو كه گفته مي شود ،  شد جمهوري اسلامي .

مسجد هم سر جايش نه تنها محترم ، بلكه : ( سنگر ) و به اصطلاح : پايگاه .

حالا ( سنگر ) مثلا ادارات و از اين دست هم اگر گفته شده باشد بماند ، ولي براستي ( پايگاه ) يعني چه ؟

اميدوارم كه لااقل بسيجيان به اين پرسش فكر كنند ، لااقل در اين هفته . والسلام ، پدر . 

 

 

 

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ آذر ،۱۳۸٤


زير سايه يا ظل

سلام عليکم .
امروز هم ( ازمسجدچی باقيمانده ؟ ) چنين بروز کرده :

جمعه، 27 آبان، 13۸۴

باسلام عرض تبریک روز جمعه که زیر سایه ی مسجد محل خانه هایتان گرم باشد ، این پاسخ را دیدم که پدر به اظهار نظری در وبلاگش داده :

نويسنده: احمدعلي يزدي
جمعه، 27 آبان 1384، ساعت 7:0

عليکم السلام جناب ظهوری حق گو . آری الحق مر . ولی بقول شهيد مطهری : برای علی عليه السلام که حق نه تنها تلخ نيست ، بلکه شيرين تر از عسل و زيباتر از گردنبند بر گردن عروسست . مثل مرگ که حق است . اميدوارم ( رب فلق ) یا سپيده دمی مثل امروز زیر سایه یا ( ظل ) آقاامام زمان علیه السلام یا علی این عصر و زمان عمر نوحی را که فرمودید به شما داده و زبانتان را گویاتر ازاین بگرداند انشاءالله تعالی . والسلام علیکم ورحمه الله وبرکاته .

¤ نوشته شده در ساعت 6:50 توسط مريم يزدي


  
نویسنده : صدق ; ساعت ٧:٠٢ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ،۱۳۸٤


بروزرسانی ( ازمسجدچی باقيمانده ؟ )

سلام عليکم .

مطلع شدم که ( ازمسجدچی باقيمانده ؟ ) بروز کرده ، چنين :

بروز رسانی پدر

باسلام وعرض تبريک به اطلاع می رسانم که پدر چنين بروز کرده :

بروز رساني

سلام عليكم .

امروز دخترم ما بروز مي شويم ، براي يك هفته  پس از هفته اي كه گذشت ، ساز و كارش هم نماز جمعه ي شهر وديارمان ايرانست ، همانطور كه در نماز عيد برنامه ي يكساله داده شد .

آري هفته ي گذشته هم دخيل است در برنامه ريزي براي سال آينده ، مثلا عزيزي فرموده اند كه : چرا بروز نمي كنم ؟  واين  هر چند در ( اصطلاح ) رايج بين وبلاگ نويسان معني دارد  ، ولي منحصر به اين معني نيست ، : ( چرا كه ) ما بعنوان مثلا ايراني وبلاگ نويسي مي كنيم  ، كه مي شود بعنوان مسلمان ايراني هم نوشت و همينطور شيعه .

در ضمن دخترم اگر در وبلاگ تو هم نسبت به اين حرفم پرسشي مطرح شد ، بي خبرم نگذار ، ( برقي ) خبر برسان  ، نه اينكه خط خبر مشكل داشت هم ، هر چند كه من هم به وبلاگت به اصطلاح سر بزنم ، والسلام و اولين جمعه هم مبارك ، پدر  .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ،۱۳۸٤


خودشناسی

سلام عليكم .
ضمن عرض تبريك ، خصوصا خدمت برادران نسيم بهار عزيز و جناب حسين آقا ظهوري ، چراكه زحمت كشيده اند ، عرض شود كه ( ازمسجدچي باقيمانده ؟ ) چنين بروز كرده :


خود شناسي

باسلام و عرض تبريك طبق معمول سابق حرف پدر را بعرض ميرسانم ، ( چراكه ) چنين بروز كرده :


الله اكبر و الحمدلله و ( نيست شناختني ) الا الله و الله اكبر .

سلام دخترم .
ضمن عرض تبريك و اميد به اينكه امروز براي من هم عيد باشد عرض شود كه پس از صبحانه كه دست مادر درد نكند كه طبق معمول سابق برايم قايم كرده بود و سه ( يك ) ش را زدم ، رفتم سراغ نماز عيد تهران پايتخت ايران يا : ( خود ) ايرانيم .
: ( چراكه ) پس از من و در خانه ، محله ووو ، ايرانيم هستم و اللهم صل علي محمد و ( ال ) محمد وعجل فرجهم و ... ، والسلام عليكم ورحمه الله وبركاته ، پدر .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳ آبان ،۱۳۸٤


 

بسم الله الرحمن الرحيم ، والحمد لله رب العالمين .
سلام عليكم .
يادمان باشد گفته شد : بزودي در اين برنامه .
موضوع هم اين بود كه پس از اين عضو يا اندامي كه داشته باشيم ! : ( چراكه ) براي داشتنش دستكم از مقام لمسش مي توان نامي از آن برد ، ( مابعد ) ش كه لمس آن هم را شامل مي شود مثلا : ( ذهن ) گفته اند .
براي تعبير ذهن و : ( ذهني ) و : ( عالم ) ش نيازي به جستجوي چنداني نيست ، كه نياز باشد از گوينده اش نام برد كه مقصود هم اين نيست .
همينطور : ( عيني ) و : ( عالم ) ش .
مقصود اين است كه پس از اين چشم ، گوش ووو كه نور ، صدا ووو با آن نام برده مي شود ، خودشان با چي نامبرده مي شود ؟
و ، آري وبراي نامبردن بينايي ، شنوايي ووو ي آن چشم ، گوش ووو چي ؟
حالا كاري هم به اين نداريم كه مثلا جان ، خرد ، انديشه ووو ، پيش اين گفته مي شود يا مثلا بگوش رسيده ، مگر اينكه گوينده اش گوش را مخاطب قرار نداده باشد .
: ( ذكر ) ، : ( حفظ ) و : ( قلب ) يا دل هم همينطور ، ( چراكه ) اين وبلاگ آغازش آنجا بود كه به دل در قرآن ، به تفسير ي از دل در قرآن گوش داده بودم .
خب ، اين ماه هم كه ماه قرآن است ، التماس دعا دارم در اين بهار قرآن ، متشكرم .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

سلام علیکم .
در رابطه با مطلب فوق الذکر وبلاگ ( ازمسجدچی باقیماند؟ ) ضمن درج آن یکی دو قلم اضافه کرده که عبارتست از :
اضافه شده در روز جمعه ۲۲ مهر ۱۳۸۴ :
باسلام عرض شود که از طریق وبلاگ لبگزه با وبلاگ حقایق پنهان و نقد و بررسی وبلاگهای فارسی آشنا شدم و نوبت گرفتم ، حالا کی نوبت برسد ؟ منتظرم . مریم یزدی

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

امروز شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴ پدر اضافه کرده :
اضافه شده ی امروز شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴ :
سلام دخترم .
در رابطه با مطلبت از تلویزیون مطلبی پخش شد که تاکنون موفق نشده ام مشروحش را پیدا کنم ، : ( چرا که ) رسانه ی ملی هم همش را گذاشته که با آب و تاب پخش کند و باز هم شاید با سرودی ختم به خیر کند ، البته بعد از خبر آخر شب اصل کاری را از رادیو شنیدم .
در جستجو به این برخوردم که سلیقه بخرج داده بود ، مختصر و مفید ، والسلام - پدر .

این بود آن یکی دو قلم ، التماس دعا ، شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۴، صدق

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

زبان اول
ضمن عرض سلام عرض شود كه اول يادمان نرود كه چه گفتيم ، كه التماس دعا داشتم و پیشاپيش بابتش تشكر كردم ، بعد هم ( ازمسجدچي باقيمانده؟ ) در ادامه ي مطلب تحت عنوان ( زبان شيعه ) به چيزي اشاره كرده كه به خواندنش مي ارزد ، مثلا از قول روزنامه اي مي گويد : ( ما براي شيعيان حرف داريم ... ) .
حالا به ( زبان ) ما ؟ يا : ( ما ... ) بقول ايشان ؟ كه پرسيده شده ، ولي آيا ما براي خودمان حرف داريم ؟ ودر بيانش براي ديگري مشكل زبان را ؟ بعد هم نياز به آموزش زبانش مثلا ؟ ووو تحت زبان بسم الله ...
شهيد مطهري در قضيه ي مقايسه سيد جمال و اقبال بقول ايشان و اقبال و سيد جمال به قول ديگر مي گويد زبان اول سيد با زبان اول اقبال فرق دارد ، : ( چراكه ) زبان فرنگي زبان دوم سيد است .
مثلا در بيان حكومت با كدام زبان حرف مي زنيم ، اول جمهوري ؟ يا اسلامي و شيعي ؟ ( چراكه ) گويا ديگر ( بومي ) يا ايراني شده اند و حالا ديگر بجاي شاه مثلا رييس جمهور داريم ، اگر اين ( عدل ) جاي آن بكار رود ، چراكه زمان شاه رييس دولت ، شخص دوم و ازاين دست فرق داشت با شاه .
التماس دعا و بازهم تشكر ! خصوصا در شبهايي كه پيش رو داريم و در شب قدر به زبان شيعه دست به دعا برمي داريم ، مثل همه ، حتي يك دهكده ي جهاني كه صفر را واسطه قرار مي دهد . پنجشنبه 28 مهر 1384 – صدق .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

سلام علیکم .
ضمن التماس دعایی که داشتم و هنوز هم دارم و امیدوارم که امشب بی جواب نماند ، عرض شود که ( ازمسجدچی باقیمانده؟ ) امشب چنین بروز کرده :

دعای پدر
بسم ( الله الرحمن الرحيم ) .
سلام عليکم .
دعای امشب پدر :
دعا
سلام دخترم .
اول اينکه حرفت يادت نرود .
ديگر اينکه امشب از خدا مسئلت دارم به اسمش آشناتر از سال گذشته شویم .
اللهم انی اسئلک باسمک یاالله یا رحمن یا رحیم ... سبحانک یالااله الاانت الغوث الغوث خلصنامن النار یارب .
سه شنبه ۳ آبان ۱۳۸۴ - پدر .


¤ نوشته شده در ساعت 13:43 توسط ا ع ي

آمین یا رب العالمین .

¤ نوشته شده در ساعت 2:4 توسط مريم يزدي

آمین یارب العالمین .
سه شنبه ۳ آبان ۱۳۸۴ - صدق .

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

تفکر صهیونیسم !؟
باسلام .
در وبلاگ ( ازمسجدچی باقیمانده ؟ ) پس از نقل مقاله ای اظهار نظری در رابطه با آن را نیز نقل قول کرده ، پیش از نقل اظهار نظر مذکور !؟ یادمان باشد که اگر تفکر نامبرده !؟ مثلا تعقل هم باشد ، طبق همان تفسیری که مراد از قلب در قرآن را عقل هم تفسیر نموده بود ، پس بجای تفکر صهیونیسم ، تعقل صهیونیسم هم می شود گفت .
اما اظهار نظر :

يكشنبه، 8 آبان، 1384
انديشه ی صهيونيسم !؟
سلام عليکم .
در اظهار نظر به نظر خواهی وب سايت شخصی برادر حميد حاجی اسماعيلی اردکانی ، صاحب مقاله ی نوشته ی قبلی ، اظهار شده :
احمدعلي يزدي 10/28/2005 6:00:42 AM
ای ميل:
نشانی اينترنتی: hambastegi-va-va-va.persianblog.ir

انديشه ي صهيونيسم !؟
باسلام مجدد پس از مطالعه مطلب مبسوط و از روي درد شما ، عرض شود كه در باره ي آنچه كه : ( تفكر صهيونيسم ) نام !؟ يده ايد يكي همين نامگذاريتان ، : ( چرا كه ) در محضر خداييم ، بقول آقاي خميني رحمت الله عليه هم ، ديگر اينكه منطق پيشنهادي اين به اصطلاح تفكر بقول شما هم ، چيست و موضع ما در برابر آن چيست ؟ جز همين كه بقول شما هم : ( جهاني ) شده ؟ همين منطق جديد قديم ، كه بجاي مثبت و منفي قديميش ( دورقم ) منفي ومثبت را پيش پاي ( فكر ) ما گذاشته ؟ و مگر پيشنهاد : ( صفر يك ) ش را نپذيرفته ايم ؟ همان طور كه در زمان عالم ال محمد ( ص ) قديميش را هم همينگونه پذيرفتيم و اگر هنوز هم بقول شيخ الرييس رو دستش نيامده باشد ، در مثلا حوزه هاي علوم ديني ما هم سكه اش رايج است ، ( چراكه ) منطق جديد ، كامپيوتر يا بومي شده اش رايانه در اين حوزه هم اگر همه كاره نشده باشد ، جاي خودش را باز كرده . خب ، در اين باره : ( منتظر ) ان چه بكنند ؟ يادمان باشد كه در چه عصري زندگي مي كنيم ، و بي جهت نيست كه مقام معظم رهبري اينهمه تاكيد دارند به جنش و توليد علم يا دانش . چراكه كافيست صهيونيسم ( فكر ) يا بقول خودمان انديشه داشته باشد ، كه گويا دارد ، دارد ؟ چه رسد به اينكه قانونگذارش هم باشد ، كه گويا مي باشد ، نمي باشد ؟ كه اگر باشد مثلا براي : ( انتظار ) هم به ما مي گويد كه چگونه فكر كنيم !؟ در باره ي نبوت هم ، بلكه توحيد هم !؟ پس دستتان را مي بوسد تحقيق در اينكه چگونه از ارض مقدس انديشه ريشه كن شود ، : ( چراكه ) فكرست كه پياده مي شود ، كه گويا شده و : ( جهاني ) هم شده ، نشده ؟

¤ نوشته شده در ساعت 1:0 توسط مريم يزدي

این بود اظهار نظر و قابل توجه پیروان منطق جدید یا منطق ریاضی ، کامپیوتر و یا : ( بومی ) شده اش : ( رایانه ) ، پیروان منطق قدیم یا منطق صوری ویا بومی شده اش ! ( ارسطویی ) هم ، اگر : ( بروز ) نکرده باشند یا همانطور که در اظهار نظر آمده : ( رو دست ) منطقشان نیامده باشد ، بقول : ... ، والسلام ، یکشنبه ۸ آبان ۱۳۸۴ - صدق .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۱ مهر ،۱۳۸٤


 

سلام عليکم .
حرف امروز ( چهار شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ ) ازمسجدچی باقيمانده ؟
:با سلام
حرف امروز ( چهارشنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۴ ) پدر :
حافظه
بسم الله الرحمن ... ، اقرا ... و ربک ال ( اکرم ) ، ... .
سلام عليكم .
در فرصت امروز كه كلي كار هم در آن دارم و نمي دانم آيا به همش مي رسم ، پيش از اين هم كه بقول ما تركها به ( يك به يك ) پرسشهايي كه برايم پيداشده يه فكري بكنم ، گفتم كه بگم از آقاي رييس جمهور برادر احمدي نژاد يه حرفي در خبر آمده بود كه ايشان براي مردم ارزش قائل شده اند : ( چراكه ) براي : ( فرهنگ )خودشان ارزش قائلند .
بقول شب هاي برره به ( كار ) گرداني برادر مهران مديري كه ازشبكه ي سه ي سيما اين شب ها هم پخش ميشه ، حرف هم كه از دهان : ( در ) ميشه ، مثلا در تلويزيون ، خبر از ( در ) كننده اش مي دهد .
پس اول اينكه چنين نيست كه اگر مثل مثلا طوفاني كه در آمريكا در شده در ايران هم رخ بده همان رخ مي دهد كه آنجا رخ داده ، ( چراكه ) در ايران هزينه هايي شده كه نزد آنهايي كه از طرف مردم آمريكا ( حرف ) مي زنند ، مثل هزينه براي مواد مخدر است كه حال كاري را كه در آمريكا رخ داد را هم مردمي مثل مردم ايران نداشته باشند ، البته : ( مواد مخدر ) هم در ( فرهنگ ) مردمي مثل مردم ايران .
از جمله يكي هم هزينه اي كه براي ( حفظ ) ميان همان دو جلد كه كتاب بيش از يك ميليارد ي آنهاست و از عوامل وحدت و همبستگي آنها ، بقول داداش محمد ، آنهم : ( كلاه ) كي اتمي تر .
پس كافيست كه مثل رييس جمهور ايران براي خود ارزش قائل شد در حرف زدن در اين جا هم .
آري ، چنين نيست كه دين و كتاب آنرا كه از گذشته به من رسيده فرزند من هم بي چون چرا به : ( نسل سوم ) برساند ، ولي اين فرق دارد با حفظ آن بي كم و كاست .
( در ) ضمن يادمان نرود كه پاك شدني هم نيست ، چرا كه حافظه ي ما مثل حافظه ي كامپيوتر نيست كه بشه پاكش كرد .
پس حرف آن همسايه ي عضو هيئت علمي دانشگاهي هم همچين بي حساب كتاب نيست ، چه رسد به اينكه حرف حرف برپا كننده ي نماز جمعه اي آنهم نماز جمعه ي شهر خون و قيام قم باشد .
آري ، در ترجمه ي مثلا : انا نحن نزلنا الذكر وانا له لحافظون ، كه همسايه ي روبرويي داشتند ، مي توان گفت كه هم ايشان كه يادآوري را نازل فرموده ، حافظه را هم : ( بشرح ايضا ) ، براي كي ؟ بماند تا فرصت بعدي دخترم ، فعلا خدا نگهدارت ، پدر .

¤ نوشته شده در ساعت 11:32 توسط ا ع ي

¤ نوشته شده در ساعت 12:58 توسط مريم يزدي

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٤


پيشواز ماه

بنام خدا .
وسلام ، سلام هی حتی مطلع الفجر .
ماه رمضان ( الذی انزل فیه القزان ) می آيد .
جمع ، جمعه ، جماعت و فرادايمان به پيشوازش می روند ، منجمله ( از مسجد چی باقيمانده ؟ ) که نوشته :
دوشنبه ۱۱ مهر ۱۳۸۴
پیشواز
باز سلام .
ماه رمضان می آید ، ماه مهمانی ، مهمانی ( حرف ) خدا ، قرآن ، اقرا ... علم بالقلم ، علم الانسان آنچه نمی داند .
ای کاش پدر از ( درک یا دریافت ) ی بگوید که گفت در فرصتی دیگر ، فرصتی بهتر از ماه رمضان ؟ برای تعقل ، تفکر ووو در حرف خدا ؟ التماس دعا .

¤ نوشته شده در ساعت 12:0 توسط مريم يزدي

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ مهر ،۱۳۸٤


آموزش ضمن دفاع و تحصيل

بنام خداوسلام .
( از مسجد چی باقیمانده ؟ ) گفته :
آموزش ضمن ...
سلام علیکم .
پدر نوشته :
ما ( درك يا بقول خودمان دريافت ) داريم .
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله وانا اليه راجعون
سلام فرزندم .
حضرت فاطمه ( س ) صبرت بدهد دخترم ، خصوصا به مادر ، پدر و خواهر و برادران دختر عمويت فاطمه .
بقول عمو راحت شد ، اين روزهاي آخرش مرا ياد آخراي عمر بابركت آن حضرت مي اندازد ، هر چند مثلا پهلوي شكسته و شكسته شده !؟ كجا و رحلت پدر كجا ، حالا غربت امام زمان بماند كه گفتني نيست مگر براي همچون زهراي اطهر ( س ) .
من ضمن عرض تسليت پاداش و اجر مطلب فوق الذكر را امروز تقديم مي كنم به روح دختر عمويت ( فاطمه ) ، وبراي پدر ومارش همين بس اين نام را براي دخترشان برگزيده اند ، تولدش مبارك باشد در دنياي ديگر .
فعلا به خدا مي سپارمت و حرف از ( درك يا دريافت ) را مي گذارم براي فرصتي ديگر انشاءالله تعالي ، هر چند مثلا مامان بزرگ قمي هم كه از اين دنيا رفت ، من درس انشاي برادر ( هنرمند ) را در آموزش ضمن خدمت آموزش وپرورش قم تعطيل نكردم ، هر چند كه آخر دوره به اصطلاح قبول هم نشدم .
پس فعلا خداحافظ ، پدر .

¤ نوشته شده در ساعت 12:0 توسط مريم يزدي

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۸ مهر ،۱۳۸٤


اول و اصل علم يا دانش

بنام خدا و سلام .
همزماني هفته ي هشت سال دفاع مقدس ، با شروع سال تحصيلي در آغاز فصل پاييز ، مانع از آن نمي شود كه ضمن گراميداشت آن به اين هم پرداخت .
معمولا اول مهر كه مي شود يك حرفي حرف مشرك ماست ، ولو اينكه خانواده ي ما مثلا بچه مدرسه اي به شكلي نداشته باشد .
حرف هم تقريبا اينست كه به مدرسه ، به هر شكلش ، رفته مي شود كه علم يا دانش آموخت .
اين ( واژه ) شامل هم مثلا آنچه كه دانش آموز مثلا پايه ي اول ابتدايي در درس فارسي مي آموزد ، وهم مثلا در درس رياضي ، علوم ووو .
پس اينكه با دانش سروكار دارد ، زياد مسئله ساز نيست ، مگر اينكه ما كاري نداشته باشيم كه با چي سروكار دارد و بتبع داريم ، هر چند نيازي به اينهم نيست كه بچه مدرسه اي در كار باشد تا سروكار داشته باشيم ، يا حتي به اصطلاح اول مهر باشد .
: ( چرا كه ) كيست كه با علم يا بقول خودمان دانش سروكار ندارد ؟ و وقتي اين واژه را بكار مي برد معرفت يا شناختي از آن ندارد ؟
اين پرسش ( اول ) ، بعد هم كيست كه مثلا اين واژه را فقط براي مثلا همان ( فارسي ) به اصطلاح : ( كلاس ) اول بكار ببرد ؟ يا فقط ( رياضي ) ؟ و همينطور ( علوم ! ) ش ؟ ووو ؟ و مثلا : ( هنر ) و تعريفي برايش كه تحت تعريفي نباشد كه از دانش كرده ؟
اين يكي را بيشتر براي اين پرسيدم كه يك حرفي زده بودم در رابطه با حرف روز چهارشنبه 30 شهريور 1384 مركز فرهنگي شهيد آويني ، در : ( پيام هاي ديگران ) ش ، و باز هم زدم !؟ وقتي كه رفته بودم كه اظهار نظر هاي بعدي را بخوانم ، كه گويا حرفم پاك شده بود ، حالا چرا ؟ اين ديگر سؤال ديگر نيست كه مثل آندو جوابش را پيگيري كرد ، ( چراكه ) باز نوشتم ، واگر بازهم مثلا پاك شده باشد بازهم مي نويسم ، مگر اينكه با نوشتنم موافق نباشند و ماهم كه اصراري نداريم .
با تشكر از اظهار نظرتان ، والسلام

  
نویسنده : صدق ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ مهر ،۱۳۸٤


شرح ۲

بنام خدا .
باسلام و عرض تبريك .
در رابطه با نوشته ي امروز وبلاگ ( از مسجد چي باقيمانده ؟ ) كه در آن آمده :

: شرح
سه شنبه 29 شهريور 1384
باسلام و عرض تبريك بمناسبت سالروز تولد آقا امام ( زمان ) عليه السلام .
پدر نوشته :
يك شنبه 27 شهريور 1384
فرصت دهنده
اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم وجعلنا من اعوانه و انصاره .
أوّلُ عِبادةِ الله مَعرفتُه، وأصلُ مَعرفةِ الله تَوحيدُه ... : امام علي ثالث ، عالم ال محمد صل الله عليه و ... .
سلام عليكم .
امروز فرزندم ، كه هنوز فرصت داريم ، و همانطور كه بعرض رسيد اول تبريك عرض مي كنم مناسبتي را كه پيش رو داريم ، در حرف از حرفي كه زده مي شود ، مانعي ندارد كه مثلا ببينيم سر كار خانمي كه وزير امور خارجه ي آمريكاست هم چه گفته .
: ( چراكه ) گويا همانطور كه گفتم ، هنوز فرصت داريم ، براي چي ؟ براي حرف زدن بقول ايشان ، ( چراكه ) به ايران هم فرصت داده كه حرف بزند ، حالا با كي ؟ كجا ؟ ووو ؟ بماند ، خصوصا همه كاره ي منطق نطق هم .
ولي از يك چيز صرف نظر نمي توان كرد ، از چي ؟ از فرصتي كه ايشان داشته و داشته باشد كه بازهم حرفي بزنند ، ( چرا كه ) ايشان از طرف آمريكا حرف مي زنند ، همانطور كه برادر محمود احمدي نژاد هم از طرف ما حرف زدنند ، در سازمان : ( ملل ) .
مگر اينكه مثلا حرف ايشان حرف مثلا دولت آمريكا باشد ، نه ( ملت ) ي از ( ملل ) ، چه رسد به ملت ملل ، كه از حرف ايشان بوي اين هم مي آيد .
خب ، ماكه فعلا كاري نداريم به اينكه بوي تهديد ، تحديد ووو هم مي دهد ، چراكه گفتيم : بوي اين هم مي آيد ، : ( حالا ) ، به ( اصل ) حرف هم مي شود پرداخت .
بلكه ( اول ) با فرصت دهنده به ايشان هم كار داريم ، كه فعلا ما گوش به حرف ايشان داده ايم ، بعبارت ديگر فرصت حرف زدن برايمان را ، در مثلا خبر ساعت چهارده امروز سيماي ... .
تا حرف بعد انشاءالله تعالي ، خدا نگهدارت دخترم – پدر .
خبر از عارف نيوز :
تاريخ: 27 شهريورماه 1384
سكوت رايس در واكنش به سخنان احمدي‌نژاد
...
رايس همچنين گفت: «هنوز هم راه‌ها و فرصت‌هاي ديپلماتيك وجود دارد اما ايران در حال حاضر بايد به پاي ميز مذاكرات بازگردد».
وي گفت، اميدوار است ايران مذاكراتي واقعي با همه كشورهاي جهان آغاز كند.
¤ نوشته شده در ساعت 18:54 توسط ا ع ي

در رابطه با فرمايش آقا امام رضا عليه السلام در اين نوشته ، شرحي ديدم بدين شرح :

متن خطبه
أوّلُ عِبادةِ الله مَعرفتُه، وأصلُ مَعرفةِ الله تَوحيدُه .
لغت اول: چيزى است كه متقدّم بوده و ديگرى بر آن مترتّب باشد، خواه مادّى باشد يا معنوى، و آن ديگر را آخِر گويند به كسر خاء .
عبادت: غاية تذلّل و اطاعت است از مولى.
معرفت: اطّلاع بر شئ و علم و تمييز خصوصيات و آثار است.
أصل: چيزى است كه روى آن ديگرى نهاده شود، و اين معنى پس از تحقّق فرع صدق مىكند.
ترجمه
مىفرمايد: اول عبادت معرفت است، و ريشه معرفت هم توحيد و يكتا دانستن پروردگار متعال باشد.
توضيح
معرفت و شناختن دقيق پروردگار متعال مقدم است، و سپس بندگى و تذلّل و اطاعت او ملحق و مترتّب به آن مىشود.
پس معرفت در مرتبه اول است، و براى معرفت مراتبى هست، و به اختلاف مراتب آن هر اندازه اي كه باشد: به همان مقدار عبادت و بندگى صورت مىگيرد و حقيقت بندگى كه تذلّل و اطاعت است: بدون تحقّق معرفت صورت پذير نخواهد شد، زيرا تا انسان به مقام عظمت و بزرگوارى و جلال كسى شناسايى نداشته باشد تذلّل و اطاعت نيز صورت نخواهد گرفت.
و در مقام معرفت نيز: پايه آن توحيد و يكتا دانستن پروردگار متعال باشد، و تا اين اصل ثابت و پابرجا نيست، نتوان روى آن بنايى درست كرده، و متفرّعات قرار گيرد.
و كسى كه در مقام توحيد استوار نبوده، و به آشكارا يا پنهانى به غير خداوند يكتا توجّه مىكند؛ هنوز پايه معرفت او محكم و پابرجا و استوار نشده، و در نتيجه معرفتى براى او حاصل نگشته است.
پس در مرتبه اوّل پايه توحيد بايد استوار گردد، و سپس روى آن معرفت شاخ و برگ پيدا كند، و در مرتبه سوم عبادت و بندگى صورت بگيرد.
و اما تعبير در جمله اول به كلمه اول، و در جمله دوم به اصل، زيرا اصل هر چيزى از خود او است، و پايه و بناء از همديگر جدا نيستند، چنان كه توحيد از معرفت است، به خلاف اول و آخر كه اول چيزى است كه مقدم باشد، و آخر چيز ديگرى است كه مترتّب به آن مىشود، چون معرفت كه اول است و عبادت مترتّب بر آن است.

منبع شرح : ؟ ، شبكه ي امام رضا عليه السلام ، امام رضا ، سخنان ، شرح خطبه ي توحيديه
¤ نوشته شده در ساعت 1:59 توسط مريم يزدي

اول عرض شود كه در گفتگوي خبري بعداز خبر آخر شب پريشب شبكه ي دو ي سيما ، كار شناسي اشاره كردند به گزينه ي : ( دارا و ندار ) آمريكا ، در حاليكه اين مثل : ( موجبه و سالبه ) رايج در كشور خودمان نيز هست ، كه اهل منطق قديم بي خبر از آن نيستند ، همانطور كه پيروان منطق جديد از : ( ندار و دارا ) بر وزن : ( صفر يك ) شان .
پس همانطور كه : ... ، آمريكا و وزير امور خارجه اش هم ، نياز به ( يك ) دو ، پيش از هر يك از اين دو دارند ، پيروان آندو منطق هم دارند ، مگر اينكه مثل مثلا آمريكا ، به فناوري آن دست يافته باشند ، كه بوي آن هم نمي آيد ، مگراينكه باز مثل آمريكا به كدخدايي دهكده ي جهاني ( دو رقمي ) رسيده باشند ، كه آمريكا مي خواهد بگويد كه ( دارا )!؟ي آنست .
ديگر اينكه باز در همان برنامه ي تلويزيوني بمناسبت يازده سپتامبر ، حرف از چهل سازمان امنيتي در آمريكا زده شد ، مثل سوال يا پرسش آمده در متن كه گفته شده : ( منبع شرح : ؟ ، شبكه ي امام رضا عليه السلام ، امام رضا ، سخنان ، شرح خطبه ي توحيديه ) ، : ( چرا که ) فقط سازمانهای امنیتی را که ( یک ) ی جمع نمی کند .
تابعد ، ياعلي .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٢:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ شهریور ،۱۳۸٤


متن ۲

باسلام .
حرف روز ( از مسجد چی باقيمانده ؟ ) :

سه شنبه، 22 شهريور، 1384
متن
باسلام .
حرف پدر :
سه شنبه، 22 شهريور، 1384
شکل ساده و پيچيده
بنام خدا و ديگر نامهايش ، همه ي نامها ، والحمدلله رب العالمين الرحمن الرحيم ... .
باز سلام دخترم .
هنوز فرصت دارم كه باز هم حرف بزنم ، : ( چرا كه ) گفتيم كه : ما حرف مي زنيم ، آنجا كه گفته شده بود : ( ماحرف نمي زنيم ، عمل مي كنيم : امام خميني ره ) .
: ( چرا كه ) تابستون مستونه ي ما كه اين باشه ، زمستونش پيداست .
خب ، تو هم كه خيالت تخت تخته ، ( چراكه ) اولين زمستاني نيست كه پشت سر مي گذاري ، برفرض اين هم روش ، اين هم ميره و ... .
خب ، ماه ماه شعبانه ، هر چند بقول بابا طاهر ، كه در آن ( متن كامل ) هم آمده بود ، خوشا بحال آنان كه دائم رجب ، شعبون و : ( ماه ) رمضونه براشون ، بقول آقا امام علي عليه السلام .
من هم تبريك ميگم ، نه تنها متقابلا آن سه روز ش را كه تولد آقا امام حسين و امام علي ثاني و حضرت عباس بن علي بن ابيطالب عليه السلام بود ، بلكه نيمه ي اين ماه را هم پيشاپيش .
راستي ، سركار كه بودي ، آبجي كوچيكه يه سؤالي كرد از روزه ي سكوت كه الآن يادم افتاد ،
پرسش مثل اين بود كه اگر روزه باشيم و حرفي بزنيم ، مثلا رو كاغذ ، يا مثل اين صفحه ويا ... چي ؟ مثلا با خودمان !؟ چي ؟ مثلا تو : ( قلب ) يا بقول خودمان دلمون چي؟ : ( حالا ) دلم همان جان ، خرد ووو ، منجمله عضوي از اندام هم كه ... .
خب ، بريم سر اصل مطلب ! چي گفتيم ؟ : ( چراكه ) فقط من كه نمي گفتم و تو هم گوش ، كه در آن : ( مدل ) آمده بود و اين وسط يه مشت حرف و باد هوا يا همان كه در پرتو نور مثلا خورشيد معلق درهوا ديده مي شود .
آري ، حرف كه مي زنيم ، در ساده ترين شكلش هم ، كه يك مقصودي در آن پيچيده يا بسته بندي شده ، مثلا از آسمان و زمين بالاي سر و زير پايمان كه مي گوييم ، مثل آن نيست كه اين وسط سر تا پايمان را تا پياده نشده ايم بحساب نياوريم ، ( آخه ) ميگن يكي سوار كه بود ، شتران پشت سرش را كه مي شمرد يكي كم بود ، پياده كه مي شد آن يكي را هم كه سوارش بود مي شمرد .
قضيه ي ما هم در حرف شده مثل اين ، مثل همان حرف از ( يك ) مدل ، چه : ( بسم ) گوينده و چه شنونده بقول صاحب : ( مدل ) ، يا شنونده و گوينده ي حرف !؟ ( چراكه ) : من تو همين كه گفتم پيچيده يا بسته بندي شده ام بقول آقا امام علي عليه السلام .
وقتي هم كه مثلا : ( بعنوان ) اهل دل مثلا حرفي مي زنم هم همينطور ، و چنان نيست كه : ( بر بام هستي ) بقول شهيد مطهري در مقدمه ي پاورقي اصول فلسفه و روش ( رئاليسم !؟ ) ، از جان ، خرد ووو پرواز كرده ، يا در آن پياده شده باشم ، ويا مثل مثلا ( هنر براي هنر ) يا مثل ( مدل ) شيخ ال ( رييس !؟ ) در جو : ( خلاء ) ، خالي يا همين تهي منطق جديد يا كامپيوتر ويا رايانه ي : ( بومي ) شده ، كه بجاي بوعلي در كتابي : ( بنام ) زبان علم ديده ام كه كشفش را به كاشفي از هندوستان نسبت داده اند ، سير كنم و نسخه ي عالم و آدم را بپيچم ، آنهم در : ( يك تهي ) يا صفر و ( مدل ) بالا هم براي پايين دست و : ( پيچيده ) در ( پيچيده !؟ ) و اهالي ( ساده ) نشينم ... .
انشاالله بازهم حرف مي زنيم ، يا بازهم حرف مي زنيم انشاالله تعالي ، فعلا خدا نگهدارت ، پدر .
راستي ، در اين گفته : العقول ائمه الافكار ، الافكار ائمه القلوب ووو ، يا : الحواس ائمه الاعضاء ، القلوب ائمه الحواس ووو ، از يادآوري و حافظه يا حافظه و يادآوري چه خبر ؟ خدا : ( حفظ ) ت كند دخترم .
راستي ، يادت هم مي آيد كه در اولين نوشته ام در به اصطلاح : ( وبلاگ ) ت بقول خودت ( چي ) گفتم ؟ ديگه والسلام فرزندم .

¤ نوشته شده در ساعت 16:57 توسط ا ع ي


¤ نوشته شده در ساعت 17:49 توسط مريم يزدي

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٦:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٤


متن خوانی

بنام خدا ، خدای رحمان و رحمان رحيم .
سلام عليکم .
متن جديد ( از مسجد چی باقيمانده ؟ ) اين است :
يكشنبه، 20 شهريور، 1384
حرف امروز پدر :
يكشنبه، 20 شهريور، 1384
: شكل پژوهش
بنام خدا ، خدای رحمان و رحمان رحيم .
سلام دختر با معرفتم .
امروز هم ، تافرصت هست ، اول رفتم سراغ به اصطلاح وبلاگت ، خب شکر خدا ، يعنی دست پرشين بلاگ درد نکنه ، بروز شده بود ، باز شکر خدا مشتری ، مخاطب و ( شنونده ) ای که ديروز گفتم داشت ، هر چند قضيه چنان نیست که در : ( مدل ) ی که دیروز گفته شد آمده .
آنهم وقتی که در : ( متن کامل ) که خواندی آمده باشد : وظيفه علما و نخبگان جامعه , مسئولان , فعالان سياسي و افراد تاثيرگذار را در شرايط كنوني بسيار خطير و سنگين ارزيابي و تصريح كردند و حفظ و تقويت وحدت در جامعه , ... .
: ( چرا :که ) قضيه اين نيست که که ( يک ) کسانی بگويند و ( يک ) کسانی هم بشنوند و ( يک ) هم شنيدنی ، هر چند که مردم : ( ثلاثه ) .
( چراکه ) يک چيز ، ( شيئ ) نزد كامپيوتر هم وقتي بحساب مي آيد كه : ( همبستگي و مشاركت ) ي داشته باشد مثل مثلا همان كه بين عالم و متعلم رد وبدل مي شود .
آري ، بقول داداشم : تا سه نشه بازي نشه ، ولي : ( حفظ و ... ) اي سه چي ؟ ( حفظ و ... ) دو رقمي هم همينطور ، مثل ( نقطه ي آغاز ) منطق قديم و جديد يا به اصطلاح : ( بومي ) هم رايانه اي ، همينطور هم فرقي نمي كند كه : ( گوينده و شنونده ) يا : ( شنونده و گوينده ) ي ( چيز ) ي مطرح شود .
آري ، در ( بيان ) آن : ( مدل ) گفته شده : در پايان اين مقاله لازم به يادآورى است كه انجام اين امر خطير مستلزم نگاهى از بالا به پايين بهـ موضوع و توجه به رابطه تنگاتنگ مجموعه عملياتى است كه بايد تحت مديريتى واحد به نظرـاتوماتيك انجام گردد.
ولي كدام : ( مجموعه ) ؟ مثلا عالم ، متعلم و في مابين ايندو ؟ يا به شكل ديگر و فرقي هم نكند كه : ( مدل ) ش مثل مثلا : ( جمهوري ) باشد ، چراكه اين : ( ظرف ) است و مظروف : ( اسلام ) است ! ولابد اين اسلام هم ظرفي براي خورد و خوراك ما ندارد !؟ همينطور شكل يا : ( مدل ) ي ؟ يا اگرم داشته : ( بروز ) نيست ! و : ( مقتضيات زمان ) ايجاب مي كند كه مثلا با وزارتخانه اي مساجد را ( جمع ) وجور كرد يا ( تحت ) شهرداري ، كه شورا يي هم هست ! ديگه چي ؟
هيچي ، بسمه تعالي ، چه كردي تاحالا ؟ طبق آمار مورد قبول خودت هم ؟ به خورد و خوراك فرهنگي : ( انظر الي طعامك ) هم فعلا كاري نداريم و : ( زير خط فقر ) و آمارش .
: ( آخه ) در متن كامل ديروز اگر هم خوانده نشود مثلا : { افكار را به مطبوعات و رسانه هاي گوناگون مي آورند; حتي به رسانه هاي متصل به نظام مي آورند ـ من حيث لا يشعر ( كه برابر لا يعرف هم نباشد ) ـ و گاهي آنها هم چيزهايي را پخش مي كنند. ... . } ، : ( ولي ) : { عده يي كه دلهايشان آماده است , همين ها را مي گيرند; يك عده هم كه غافل و ساده دلند و ( پيچيدگي علمي ) ندارند , اينها را مي پذيرند. ... . } كه خوانده مي شود ، و مقصود : ( ... نخبگان ... . ) كه نيست ، همانها كه با اين القاب به ( خورد ) جامعه داده مي شود ، كه شكر خدا جامعه در انتخابات اخير نشان داد كه بقول شهيد مطهري در مقدمه ي علوم اسلامي ، دستگاه گوارشش بيكار نيست و همه را جذب نمي كند .
با اميد به اينكه در اين هم جذب و دفع داشته باشي ، فعلا خدا نگهدارت ، پدر .

¤ نوشته شده در ساعت 14:26 توسط ا ع ي

¤ نوشته شده در ساعت 15:0 توسط مريم يزدي


  
نویسنده : صدق ; ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٤


: پژوهش اسلامی

بنام خدا .
ضمن عرض سلام وتبريک عرض شود که من هم ( متن ) آمده در ( ازمسجدچی باقيمانده ؟ ) را خواندم که دارد :
شنبه، 19 شهريور، 1384
: مدل اسلامی
سلام و عرض تبريک .
من که متن نوشته ی پدر راخواندم که نوشته :
شنبه، 19 شهريور، 1384
شکل يا مدل
يا : ( سفينه النجاه ) يا : ( ابوالفضل ) .
سلام دخترم .
باز فرصتي دست داد كه كمي حرف بزنيم ، براي مطلبي كه از تلويزيون يا : ( ابزار ) ي براي ارتباط يك طرفه ! شنيده بودم رفتم كه روزنامه ي كيهان را بخوانم كه يا سايتش باز باز نشد يا ( ابزار ) كارم زورش نرسيد و ماهم فعلا توان يا : ( امكان ) تغيرش را نداريم كه انشاالله حرف از : ( برابر ) ي ( امكانات ) كه زده مي شود مثل ديگر حرفها نباشد .
خلاصه در روزنامه ي جمهوري اسلامي ، كه دستش درد نكند ، متن كاملش را يافتم ، : ( چراكه ) در بعضي از : ( خبر گذاريها ) كه اصلا گويا چنين ( خبر ) ي رخ نداده ، ولي نه تنها ( امكانات ) ش را صرف خبري مثل مثلا : (قابل در گفت‌وگو باايسنا: محوريت خاتمي وموسوي خوويني‌هاجبهه اصلاحات رابه اتحاد نزديك مي‌كند كساني كه مي گويند... ) كرده ، بلكه : { ولادت با سعادت حضرت ابوالفضل ! ( ع ) را و روز جانباز ! را گرامي } هم داشته .
خب جمهوري اسلامي هم جز اين نمي تواند باشد ، بازار خبري اين است ديگر ، سياست خبري كه جدا از ولايت و ولايت فقيه ش نيست .
: ( پژوهش ) و : (پيشنهاد مدلى جهت طراحى يك سيستم مجتمع خبره براى «درك متون قرآن و حديث» ) ش هم از همين قراره .
جالب اينه كه در اين ( پيشنهاد ) كه در سايت :
http://www.noorsoft.org/per/support/research/m5. ديدم ، صرف نظر از ( بازار ) تحقيق و ( پژوهش ) ي مثل همان ، وصرف نظرم از اينكه در : ( مقدمه ) هم گفته باشد كه : ( استنباط حكم خدا از منابع اسلامى نيازمند شناخت جامع و كامل از اسلام، رفتار و نياز امت اسلامى جهت تشخيص حق از باطل مى‏باشد. ) ، اول اينكه فقط به ( درك متون ... حديث ) پرداخته ، هرچند كه جدا از ( درک متون قرآن ... ) نباشد ، ودر ثاني مي خواهد : ( شنوده ) يا خواننده اش درك كند كه چه گفته .
: ( چراكه ) مثلا گفته : { با توجه به درك اتوماتيك متون قرآن و حديث كه هدف اين حركت است، ابتدا عناصر اصلى مدل ارائه مى‏شود. «درك متن» بيانگر وجودى يك بيان‏كننده و يك درك‏كننده و يك بيان‏شده باشد . (بيان‏كننده مى‏تواند خود يك درك‏كننده باشد ولى به طور قطع همزمانى بين اين دو نقش نمى‏تواند وجود داشته باشد) در نتيجه رابطه بين درك و بيان يك فرد در يك موضوع با رابطه بين بيان و درك يك شنونده و يك گوينده كاملا متفاوت است. } .
حالا پيدا كن ( يا سجاد ) اين طرح و آن بازار را ، و كاري هم نداشته باشيم با ( شكل ، مدل ووو ) ي خانه ، مسجد ووو ، يا اينهم مثل مدل جمهوري اسلامي و دولتش .
قبل از خداحافظي ( متن كامل ) ي را كه گفتم در پايين آورده ام كه بخواني ، اگر فرصت دست داد ، مثل فرصتي كه با انتخابات اخير دست داده ، مثل تقريبا همان كه در بهمن پنجاه و هفت دست داد و بنفع ( جمهوري ) مصادره شد و نتيجه اش همان كه از يك طرف ( خبر ) از ( زير خط فقر ) است ، طبق آمار ! و از طرف ديگر ( مي بيني ) كه در ( متن ) چه آمده و ( متن ) خواني هم كه بلده چشمت ، هر چندم كه : ( پيچيده ) و مثلا ( مدل ) بالا و بروز باشد به اصطلاح ، نه بروز ي كه اگر عصر آقا امام ( زمان ) عليه السلام نباشد براي بعضي ، عصر جانشينش كه هست بحسب ادعا ، در حالي كه هنوز فرصت هست كه حضور داشت در جمعه ، جماعت و فراداي خانه ها و حضور آقا هم جزاين نيست و ظهورشان هم ، وچنين نيست كه مثل پنجاه وهفت دولت راه بيندازد و كابينه و الباقي مثلا بقول روزنامه ي كيهان ، بعداز وزارتخانه ، استانداري ووو .

http://jomhourieslami.com/1384/13840619/13840619_jomhori_islami_04_dakheli_4_1.jpg بخش خبري : حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي صبح پنجشنبه در ديدار منتخبان ملت در مجلس خبرگان , وظيفه علما و نخبگان جامعه , مسئولان , فعالان سياسي و افراد تاثيرگذار را در شرايط كنوني بسيار خطير و سنگين ارزيابي و تصريح كردند و حفظ و تقويت وحدت در جامعه , حمايت از دولت براي تحقق شعارهاي خود , تقويت پايه هاي ديني به ويژه در ميان نسل جوان و خدمت رساني به مردم را چهار وظيفه مهم و اصلي در اين مقطع برشمردند.
متن كامل بيانات رهبر معظم انقلاب بدين شرح است :
بسم الله الرحمن الرحيم
اولا اين ميلاد بزرگ را تبريك عرض مي كنيم و اميدواريم كه خداوند متعال به همه ي ما اين توفيق را عنايت كند كه از « مصباح الهدي و سفينه النجاه » آن طوري كه شايسته است , ان شاالله بهره مند شويم .
همچنين خوش آمد عرض مي كنم به آقايان محترم و خبرگان منتخب ملت و تشكر مي كنم از اجلاسي كه داشتيد و مطالب خوبي كه در اين اجلاس بيان فرموديد. بخصوص تشكر مي كنم از بيانات حضرت آيت الله مشكيني (دامت بركاته ) كه حقا و انصافا ايشان معلم اخلاق هستند و سالهاي متمادي است كه از بيان و نفس گرم ايشان حقيقتا استفاده مي كنيم و امروز هم استفاده كرديم . همين طور از بيانات شافي و وافي حضرت آقاي اميني (دامت بركاته ) استفاده كرديم ; ايشان هم امروز گزارش خيلي خوب و جامعي از ماحصل اين اجلاس دو روزه بيان فرمودند.
آنچه بنده امروز مي خواهم عرض كنم , ماحصلش در يك جمله است ; و آن اين كه وظايف ما امروز از گذشته سنگين تر است . بعد از حادثه ي بزرگ انتخابات ـ كه حقا حادثه ي مهمي براي كشور بود ـ شايد ابعاد گوناگون آن بيشتر روشن شود. طرحهايي كه براي كشور و نظام جمهوري اسلامي داشتند و تصوري واهي كه از وضعيت كشور به ذهن طراحان و تصميم گيران استكبار بين المللي منتقل شده بود و بر اساس آن تصور , برنامه هايي براي خودشان تعريف كرده بودند , و اين كه همه ي اينها با اين انتخابات نقش بر آب شد; اينها مسائل بسيار مهمي است و حقا دست قدرت و اراده ي الهي را ما بايد در اين حادثه ببينيم ; مثل خيلي از حوادث ديگري كه ما نبوديم كه كاري كرديم ; واقعا قدرت الهي وارد شد. اجتماع عظيم مردم , حركت عظيم مردمي , انتخابات پةرشور , حضور همه ي جناح ها و همه ي سلائق در انتخابات , واقعا نعمتهاي الهي بود. البته كساني كه در اين انتخابات شركت كردند و صحنه را گرم كردند , آنها هم وسايلي بودند; ليكن اراده ي الهي بود كه اين وضعيت را پيش آورد.
امروز تصوير نظام جمهوري اسلامي در دنيا , تصوير ديگري است ; احساس مي كنند كه اين نظام مردمي است ; مردم پاي اين نظام ايستاده اند; احساس مي كنند كه شعارهاي انقلاب برخلاف آنچه آنها تبليغ مي كردند , زنده است . تصور مي كردند كه مباني امام و مباني انقلاب به فراموشي سپرده شد و نسلهاي جديدي كه روي كار آمده اند , از آن مباني روگردان شده اند و حتي مسئولان و رجال اين نظام هم تجديدنظر كرده اند; اما اينها همه به هم خورد و روشن شد كه نه , نظام اسلامي اگر پيشرفت علمي داشته , اگر در ميدان فناوري پيشرفت داشته , اگر بروز استعدادها در طول اين دو دهه به شكل حيرت آوري در همه ي صحنه ها چشم همه را به خود متوجه و خيره كرده , اگر اين همه ساخت و ساز و نوسازي كشور در همه ي زمينه ها انجام گرفته , همه ي اينها در بستر تفكر نظام اسلامي صورت گرفته و دست هدايتگر انقلاب و نام امام و ياد امام و راه امام پيشواي همه ي اين حركات بوده و انگيزه هاي ايماني اين حوادث را به وجود آورده ; اين را همه حس كردند و فهميدند; تصور غلطي كه در ذهن ها بود , تصحيح شد و اعتبار نظام جمهوري اسلامي بالا رفت . امروز با اين وضعيت جديد , احساس بنده اين است كه وظايف سنگين تري بر دوش همه است . من فقط چهار مورد را به اشاره و كوتاه عرض مي كنم ; چون وقت زياد نيست .
وظيفه ي ما در درجه ي اول , حفظ اتحاد كلمه است . انتخابات با همه ي محسناتي كه دارد و با شور و هيجاني كه در جامعه ايجاد مي كند ـ كه يكي از بزرگترين حماسه ها را در طول سالها به وجود مي آورد ـ معمولا در هر دوره يي اين عارضه را هم دارد كه بين گروهها و افرادي از مردم دلتنگي هايي ايجاد مي كند; بين جناح ها دلتنگي ايجاد مي شود; بين گرايش هاي فكري و سياسي دلتنگي هايي ايجاد مي شود; بين سلائق گوناگون ـ ولو با خط مشي واحد ـ دلتنگي هايي به وجود مي آيد; بين اشخاص و افراد دلتنگي هايي به وجود مي آيد. ما بايد بسرعت اين عارضه را ترميم كنيم . اين ترميم هم دست يك نفر نيست كه بگوييم كدام سازمان , كدام مقام و كدام دستگاه اين كار را بكند; اين به عهده ي همه است . در درجه ي اول هم وظيفه ي سنگين تر به عهده ي افرادي است كه شان بالاتري دارند.
همان طور كه حضرت آقاي مشكيني بدرستي بيان كردند , ماها بر حسب موقعيت حساس تري كه داريم , وظيفه مان در همه ي موارد ـ از جمله در اين مورد ـ سنگين تر است . سعي كنيم آنچه را كه در دوران انتخابات از دلتنگي ها و كدورت ها به وجود آمده و احيانا زخم هايي بر دلها و جانها خورده , التيام دهيم . هر وقتي هم يك طور و يك شكل است . من همين الان در داخل كشور سياستها و جهتگيري هايي را مي بينم كه درست عكس اين دارند برنامه ريزي مي كنند; اينها دوست نيستند و نمي توانند دوست باشند. براي ايجاد تفرقه ي هرچه بيشتر دارند برنامه ريزي مي كنند. نخبگان كشور; چه مسوولان دولتي , چه مسئولان روحاني , چه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي , چه نمايندگان محترم خبرگان , چه دستگاه هاي گوناگون ديگر , چه صاحب نظران سياسي و شخصيت هايي كه تاثير دارند , منبر تبليغي و سياسي دارند; وظيفه ي همه است كه بيش از پيش براي ايجاد وحدت تلاش كنند. چرا بيش از قبل چون بالاخره اين كدورت ها و شكافها به وجود آمده است و بايد ترميم شود و التيام پيدا كند.
مورد دوم هم كه وظيفه ي سنگيني است , حمايت از دستگاه هاي اجرايي و بخصوص حمايت از دولت است ; اين هم وظيفه ي همه است . دولتي با شعارهايي سر كار آمده , اين شعارها هم شعارهاي جذابي است ; شعارهاي مردمي و انقلابي است . اگر اين شعارها تحقق پيدا كند , اين كشور سود خواهد برد; همه ي دلسوزان اين نظام سود خواهند برد. اگر ما بتوانيم حقيقتا عدالت اجتماعي را به پيش ببريم ; اگر ما مسوولان بتوانيم تطبيق رفتار خودمان را با اسلام بيش از گذشته كنيم ; اگر بتوانيم از بعضي واگرايي هايي كه با پاره يي از مباني در برخي جاها پيدا شده , جلوگيري كنيم , اين موفقيت بزرگي براي انقلاب و كشور است ; سودي است كه به همه مي رسد; اين طور نيست كه سودش به يك شخص يا يك جناح يا مجموعه ي خاصي برسد; نه , همه سود مي برند. در همه ي دوران شانزده , هفده سالي كه دولتهاي متعددي سر كار بودند و چهار بار ما انتخابات رياست جمهوري داشتيم و دو شخصيت محترم در اين مدت مسوول بودند , موضع بنده همين موضع بود; بدون كم و كاست . معتقدم همه بايد از رئيس جمهور و از دولت حمايت و به آنها كمك كنند. هيچ دولتي و هيچ كسي هم نيست كه ما بتوانيم بگوييم از همه جهت كامل است ; بالاخره هر كسي ممكن است در بخشي از كارش ضعفي وجود داشته باشد. دولتهاي گذشته هم داشتند , اين دولت هم مستثنا نيست . نبايد ضعفها را عمده كرد; نبايد نقض ها را بر كمالها ترجيح داد; بايد اين را ديد كه وسط اين ميدان و وسط اين گود , مجموعه يي به نام دولت قرار گرفته كه در راس آن رئيس جمهور است و بيشترين بار بر دوش اينهاست . همين چيزهايي كه الان شما آقايان فرموديد و همه ي ما توقع داريم اين كارها انجام بگيرد , جز با پشتيباني و اهتمام دولت انجام نخواهد گرفت . مشكلات فرهنگي , مشكلات اقتصادي , مسائل سياسي , داخلي , خارجي و غيره , همه متوجه به هر دولتي است كه سر كار است . بايد دولتها و روساي جمهور را تقويت كرد. اين جا هم وظيفه سنگين است . اين طور نباشد كه بعضي به خاطر توقعات زياد , و بعضي به خاطر برخي كدورتهايي كه ممكن است وجود داشته باشد , از چند طرف دولت را تضعيف كنند. اين وظيفه ي بزرگ ماست كه دولت را تقويت كنيم ; مسووليت سنگيني است كه لازم است انجام بگيرد.
نكته ي سوم كه به اشاره عرض مي كنم , طرح مباحث مبنايي سياسي و فكري است . امروز توجه كنيد كه گرايش تبليغي دشمنان ما فقط اين نيست كه به نظام اسلامي فحاشي كنند يا بد بگويند يا يك تهمت سياسي بزنند; امروز دشمنان ما به شكل مبنايي با مباحثي كه پايه ي جمهوري اسلامي است , دارند دست و پنجه نرم مي كنند. به قول خودشان , دارند تفكر ضد جمهوري اسلامي را تئوريزه مي كنند. در واقع براي تفكر سيطره ي استكباري دنياي استكبار و در راس آنها امريكا بر همه ي جهان , دارند پايه ي فكري درست مي كنند.
آنچه مربوط به ايمان مردم است , آنچه مربوط به حقانيت اسلام و قرآن و احكام الهي است , آنچه مربوط به درآميختگي و وحدت دين و سياست است , آنچه مربوط به مباني خاص جمهوري اسلامي است ; همه ي اينها مورد چالش است و اين چالش به شكل بسيار جدي دارد دنبال مي شود. مخالفان نظام جمهوري اسلامي فقط يك مشت فحاش هايي كه در راديو و تلويزيون ها بنشينند و ياوه سرايي غ سياسي بكنند , نيستند; افراد متفكر را به كار گرفته اند; آدمهايي را كه در زمينه هاي فكري ـ چه ديني , چه سياسي ـ مي توانند حرفي به ميدان بياورند , به كار گرفته اند و دارند پول خرج مي كنند و فكر درست مي كنند و آن را به جامعه تزريق مي كنند. در مقابله ي با اين , نه عصبانيت , نه تكفير , نه سلاح , نه قوه ي زور , هيچكدام فايده يي ندارد. در مقابل « لا يثل الحديد الا الحديد » بايد با منطق به ميدان رفت . دشمن دارد از ابزارهاي هنري استفاده مي كند; از ابزارهاي مدرن غ تبليغي استفاده مي كند و حرفها را پخش مي كند; آماج عمده هم جوانهاي ما هستند.
افكار را به مطبوعات و رسانه هاي گوناگون مي آورند; حتي به رسانه هاي متصل به نظام مي آورند ـ من حيث لا يشعر ـ و گاهي آنها هم چيزهايي را پخش مي كنند. كساني را با عنوان كاذب فيلسوف , سياستمدار , متفكر و ... به رسانه ها مي آورند; اينها با مباني بينات غ قرآني گلاويز و دست به يقه مي شوند و بحث مي كنند و اين مباني را زير سوال مي برند. معلوم است ; « و لتصغي اليه افئده الذين لا يومنون بالاخره و ليرضوه و ليقترفوا ما هم مقترفون » ; عده يي كه دلهايشان آماده است , همين ها را مي گيرند; يك عده هم كه غافل و ساده دلند و پيچيدگي علمي ندارند , اينها را مي پذيرند. امروز وظيفه ي مهمي بر عهده ي نخبگان است .
جناب آقاي اميني از قول جناب آقاي آسيداحمد خاتمي (حفظهماالله ) فرمودند كه در باب روضه مطالب سست بيان مي شود. من عرض مي كنم فقط بحث روضه نيست ; در بيان معارف الهي , معارف اهل بيت , حديثي كه نقل مي كنيم , داستاني كه نقل مي كنيم , نسبتي كه به امام مي دهيم , معرفتي كه مي خواهيم پايبند آن باشيم ; در همه ي اينها ما بايد اتقان را رعايت كنيم . علماي ما اين همه در فقه سر يك مساله ي جزئي كوچك غ كم اهميت به وثاقت فلان راوي تكيه مي كنند , اهميت مي دهند , بحث مي كنند , رد و قبول مي كنند , اين راوي مورد قبول است يا نيست ; براي اين كه بالاخره سند روايت را تنقيح كنند و دربياورند; بگويند اين سند , سند درستي است ; كه اگر سند درستي بود , به اين روايت بشود اعتماد كرد; تا اگر اعتماد كرديم , يك حكم فرعي غ درجه ي سه در باب طهارت يا در باب بقيه ي احكام عبادي به دست بيايد. آن جا ما اين همه اهميت مي دهيم ; چطور در باب معارف و در باب دلبستگي هاي فكري و عاطفي , به هر حديثي , به هر روايتي , به هر حرفي و به هر گفته يي اعتماد كنيم اين , قابل قبول نيست .
اتقان در نقل , اتقان در بيان و اتقان در مستندات غ آنچه مي خواهيم به عنوان خوراك فكري به مردم بدهيم , لازم است ; اين يك شرط اساسي است ; براي اين بايد فكري كرد; كار آساني هم نيست ; عرض كردم اين كار بسيار مشكل است ; با يك نشست و برخاست و تذكر و تشكيل يك نهاد درست نمي شود; يك همت و اراده ي جدي از نخبگان روحاني و فضلاي روحاني مي خواهد كه بر اين موضوع اصرار بورزند , پايبند باشند و دنبال كنند و از آنچه در مقابل به انسان برمي گردد , باك نكنند.
ما چند سال پيش اين جا راجع به قمه زني ـ امري كه « بين الغي » است ـ مطالبي گفتيم ; بزرگاني صحبت كردند , نجابت كردند , قبول كردند و مردم زيادي هم پذيرفتند; يك وقت ديديم از گوشه هايي سروصدا بلند شد كه آقا شما با امام حسين مخالفيد! معناي « سفينه النجاه و مصباح الهدي » اين است كه ما عملي را كه بلاشك شرعا محل اشكال است و به عنوان ثانوي هم حرام مسلم و بين است , انجام دهيم بايد اين روشنگري ها را بكنيم تا نسل جوان ما به اسلام بيشتر علاقه مند شود. گرايش جوانها را به اسلام مي بينيد. اين گرايش , گرايش عاطفي است . اين گرايش , بسيار ارزشمند است ; اما مثل موجي است كه ممكن است بيايد و برگردد. ما اگر بخواهيم اين موج همچنان استمرار داشته باشد , بايد پايه هاي فكري جوانها را محكم كنيم . ما اين همه منبع داريم . همين دعاي ابوحمزه كه حضرت آقاي مشكيني فرمودند , دعاي امام حسين در روز عرفه , اينها را جوانهاي ما مي خوانند; اما معنايش را نمي فهمند. « الهي هب لي قلبا يدنيه منك شوقه » ; چقدر از اين گونه مناجات ها و از اين گونه مباني و از اين حرفهاي عميق در دعاهايي مثل مناجات شعبانيه و صحيفه ي سجاديه وجود دارد كه احتياج هست ما اينها را براي جوانها بيان و تبيين و روشن كنيم تا بفهمند و با علاقه و عاطفه و شوقي كه دارند , بخوانند.
نكته ي آخر , وظيفه ي سنگين در باب خدمت رساني است ; كه اين وظيفه عمدتا متوجه به مسوولان دولتي است . خدمت رساني به مردم كار اصلي ماست و بيشترين كساني كه خدمت بايد متوجه آنها شود , طبقه ي محروم و مظلوم و مستضعف جامعه اند كه محتاج خدمتند. ما بايد اين خدمت را به آنها برسانيم و خدمت رساني را تسهيل كنيم . اين , خود يك قدم بزرگ در راه ايجاد عدالت اجتماعي است . امروز ديگر كوتاهي ها و تكاسل ها و وقت مفيد اداري را به يك ساعت يا كمتر يا اندكي بيشتر رساندن , قابل تحمل نيست ; اينها بايد درست شود. البته مجاهدت و تلاش لازم است . همه بايد ان شاالله كمك كنند تا مسوولان بتوانند وظايف خود را انجام دهند.
ان شاالله خداوند متعال به همه ي ما توفيق دهد تا بتوانيم اين وظايف سنگين را انجام دهيم . در اين برهه ي حساس , كارهايي بر دوش همه ي ماست و از يكايك ما درباره ي نعمتهاي خداوند سوال خواهد شد ـ « ثم لتسئلن يومئذ عن النعيم » ـ و ما بايد پاسخگوي اين نعمت بزرگ باشيم . خداوند ان شاالله توفيق دهد تا بتوانيم اين بارهاي سنگين را تحمل كنيم و به منزل برسانيم .
والسلام عليكم و رحمه الله وبركاته
در ابتداي اين ديدار آيت الله مشكيني رئيس مجلس خبرگان در سخناني با اشاره به امتحان هاي الهي به ويژه در مورد انساني هايي كه در جامعه داراي جايگاه و مسئوليت بالايي هستند , افزود : وظيفه علما و مسئولان در نظام اسلامي بسيار سنگين است .
آيت الله اميني نايب رئيس مجلس خبرگان نيز در سخناني , گزارشي از اجلاس دو روزه منتخبان ملت در مجلس خبرگان و مباحث مطرح شده را بيان كرد.
رهبر معظم انقلاب :
ما چند سال پيش راجع به قمه زني , امري كه « بين الغي » است مطالبي گفتيم , بزرگاني صحبت كردند , نجابت كردند , قبول كردند و مردم زيادي هم پذيرفتند , يك وقت ديديم از گوشه هايي سر و صدا بلند شد كه اقا شما با امام حسين مخالفيد!

¤ نوشته شده در ساعت 13:42 توسط ا ع ي

¤ نوشته شده در ساعت 20:25 توسط مريم يزدي


  
نویسنده : صدق ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٩ شهریور ،۱۳۸٤


شناختن و دانستن

بسم الله الرحمن الرحيم .
( اقرا ) باسم ربك الذي ( خلق ) ، خلق الانسان من علق ، ( اقرا ) وربك الاكرم ، الذي علم بالقلم ، علم الانسان ما يعلم ، ... .
باعرض سلام و تبريك بمناسبت روز بعثت آخرين پيامبر ، رسول اكرم صل الله عليه و اله و سلم .
من هم مثل شما وقتي مي خواهم بدانم كه يكي چه گفته ايد ، پس از آنست كه آن گفته دستكم بگوشم خورده باشد ، حالا چه در باب معرفت يا شناخت باشد ، وچه در باب علم يا دانش بقول ما .
: ( چراكه ) هست كسي كه مثلا پيش استادي درس منطق و مثلا منطق ارسطويي و باب ( معرفت و حجت ) ش را ، ويا مثلا منطق جديد ، رياضي و يا به تعبير ما رايانه و باب ( مجموعه ها و جبر گزاره ها ) يش را گوش داده باشد .
خب ، اين بعنوان مثال عرض شد ، و مي تواند بجاي گوش دادن مثلا : ( خواندن ) با چشم باشد ، مثل مثلا بجاي گوش دادن به سخنان : ( دانشوران ) ي چون : ( آيت الله محمد تقى مصباح يزدى، حجت الاسلام و المسلمين غلامرضا فياضى، دكتر محمد لگن هاوزن و آقاى مصطفى ملكيان ) كه از : ( معرفت شناسي ) و از : ( پيشينه و تعاريف ) اين هم مي گويند ، همين را در مجله اي با چشم خواند ، يا فراگرفت ويا : ( جمع آوري ) كرد .
پس من هم مثل شما مي توانم مثلا همين ( معرفت شناسي ) را حتي بعنوان ( دانسته ) ي خود نيز بحساب آورم .
امروز مي خواستم همين را گفته باشم كه امام علي عليه السلام نه تنها در باب علم ، بلكه در باب عقل هم فرموده اند : العقل عقلان ... ، مثل علم يا دانش به تعبير ما ، كه علم هم مثل عقل تا وقتي مسموع است چه نفعي دارد ؟ ( چراكه ) امام فرموده : و لا ينفع المسموع اذا لم يكن المطبوع .
اين شامل فقط عقل يا به تعبير ما خرد و همينطور علم يا دانشي نمي شود كه مثلا ( دانشور ) يا دانشمند و حتي عاقلي براي ما گفته يا نوشته ، يا شامل ( معرفت ) داني يا ( دانش معرفت ) و همينطور ( شناخت دانش ) هم ، چه يكي ( عدل ) يكي ديگر بكار رفته باشد و چه بينشان فرق گذاشته شده باشد ، بلكه شامل مثلا همين به تعبير ما خردمند ، دانشمند ووو هم مي شود كه يكي را به اين عنوان ( معرفي ) هم كرده باشند ، حتي اگر پشتوانه اش هم دو تا شاهد ( عادل ) باشد و ( عدالت ) شان هم فقط مسموع نباشد .
تابعد ، ياعلي .

  
نویسنده : صدق ; ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤